محمد ابراهيم آيتى

40

تاريخ پيامبر اسلام ( فارسي )

به گفتهء يعقوبى : « قصىّ » مناصب را در ميان فرزندان خويش تقسيم كرد ، آب دادن و سرورى را به « عبد مناف » ، « دار الندوه » را به « عبد الدّار » ، پذيرائى حاجيان را به « عبد العزّى » و دو كنار وادى را به « عبد قصىّ » واگذاشت [ 1 ] . به روايت مسعودى « حجابت » و « دار الندوه » و « لواء » را به « عبد الدّار » و « سقايت » و « رفادت » را به « عبد مناف » داد [ 2 ] . اما به روايت ابن اسحاق كه طبرى هم آن را نقل كرده است : « هر چه را به دست داشت از دار الندوه و حجابت و لواء و سقايت و رفادت همه را به « عبد الدّار » داد كه از همهء فرزندانش بزرگتر ، و در عين حال زبونتر بود ، و به وى گفت : گرچه برادرانت بر تو برترى يافته‌اند ، اما به خدا سوگند ترا به آنان مىرسانم ، تا جز تو كسى در كعبه را نگشايد ، و جز با دست تو پرچم جنگ قريش بسته نشود ، و كسى در مكّه جز به سقايت تو آب ننوشد ، و هيچ كس در موسم حجّ جز از خوراكى كه تو فراهم سازى نخورد ، و قريش جز در سراى تو كارى را به انجام نرسانند . قريش از نظر بزرگوارى « قصىّ بن كلاب » مرگ وى را مبدأ تاريخ خود قرار دادند ، و چون « عام الفيل » پيش آمد و سال مشهورى بود ، آن را مبدأ تاريخ شناختند و در نتيجه سال ميلاد رسول خدا آغاز تاريخ آنها گرديد [ 3 ] . شهرستانى مىنويسد كه قصىّ از پرستش جز خدا كه بت‌ها باشد نهى مىكرد و همو است كه مىگويد : أربّا واحدا أم ألف ربّ * أدين إذا تقسّمت الأمور تركت اللّات و العزّى جميعا * كذلك يفعل الرجل الصبور و به قولى اين شعرها را « زيد بن عمرو بن نفيل » گفته است [ 4 ] .

--> [ 1 ] - تاريخ يعقوبى ، ج 1 ص 241 چاپ بيروت 1379 ه . م . [ 2 ] - ر . ك : التنبيه و الاشراف ، ص 180 . [ 3 ] - ترجمهء تاريخ يعقوبى ، ج 1 ص 359 . [ 4 ] - الملل و النحل ، ج 3 ، ص 332 - 333 .